تبليغاتX
اسرار ازل نه تو دانی نه من (به تو چه)

اسرار ازل نه تو دانی نه من (به تو چه)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 9:26 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

 

 

 

حوالی سال 1230 ه.ش:

مرد: دختره‌ ی خیر ندیده! من تا نكشمت راحت نمیشم! اصلا" اگه نكشمت خودم كشته میشم!
زن: آقا، حالا یه غلطی كرد! شما بگذر. نامحرم كه تو خونه مون نبوده. حالااین بنده خدا یه بار بلند خندیده!
مرد: بلند خندیده؟! این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره! همش تقصیر توئه كه درست تربیتش نكردی. نخیر نمیشه. باید بكشمش!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه ازخر شیطون پیاده می‌شه و دخترگناهكارشو می‌بخشه!)

زن: آقا خدا سایه ی شما رو هیچوقت ازسر ما كم نكن

نیم قرن بعد ،سال 1280:

مرد: واسه من می‌خوای بری مدرسه درس بخونی؟! می‌كشمت تا برات درس عبرت بشه! یه بار كه مردی دیگه جرات نمی‌كنی ازاین حرفا بزنی! تو غلط كردی! تقصیر منبود كه گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده! حالا چی؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده می‌گیره‌ها! یه شكری خورد. دیگه از این شكرها نمی‌خوره. قول میده!
مرد (با نعره حمله می‌كنه طرف دخترش): من باید بكشمت! تا نكشمت آروم نمیشم! خودت بیای خودتو تسلیم كنی بدون درد می‌كشمت!
زن: وای آقا تو رو خدا از خونش بگذرین. منو به جای اون بكشین!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه ازخر شیطون پیاده می‌شه و دخترگناهكارشو می‌بخشه!)
زن: خدا شما رو تا ابد واسهء ما نگهداره.


یك قرن بعد ازاولین رویداد ، سال 1330:

مرد (بعد از گرفتن كمی زهر چشم وشكستن چند تا كاسه كوزه!): چی؟! دانشسرا؟! (همون دانشگاه خودمون). دختره ی چشم سفید حالا می‌خوای بریدانشسرا؟! می‌خوای سر منو زیر ننگ كنی؟مردم از فردا نمیگن آقا رضا غیرتت كو؟! فاسد شدی برا من؟ شیكمتو سورفه (سفره) می‌كنم!
زن: آقا، تو رو خدا خودتونو كنترل كنین. خدای نكرده یه وخ (وقت) سكته می‌كنین!
مرد: چی میگی ززززززن؟! من اگه اینوامشب نكشم دیگه فردا نمی‌تونم جلوی این فسادو بگیرم! یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كنی!
(بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه ازخر شیطون پیاده می‌شه و دخترگناهكارشو می‌بخشه!)
زن: آقا الهی صد سال سایه تون بالای سر ما باشه


حوالی سال 1360:

فریاد مرد خونه تا هفت خونه اونطرف ترمیرسه كه: بله؟! میخواد بره سر كار؟! یعنی من دیگه انقدر بی غیرت و بدبخت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بیاره تو خونه؟! پس من اینجا هویجم؟! مگهاینكه برای این بی آبرویی از روی نعش من رد بشی!
زن: حالا تو عصبانی نشو. این بچه سنمیفهمه. دوستاش یادش دادن این حرفارو! چند روز دیگه یادش میره. ببخشش. خدا تو رو برای ما حفظ كنه


همین چند سال پیش ، سال 1380:

مرد: كجا؟! می‌خوای با تكپوش (از این مانتو خیلی آستین كوتاها كه نیم مترهم پارچه نبردن و مثل جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می‌كنن!) و شلوارك (از این شلوار خیلی برموداها!) بری بیرون؟! می‌كشمت! من، تو رو، می‌كشم!
زن: ای آقا، خودتو ناراحت نكن بابا. الان دیگه همه همینطورین! (شما بخونید اكثرا")
مرد: من اینطوری نیستم! این امروز كه اینجوری باشه لابد فردا میخواد نوبل صلح هم از دست اجنبی بگیره! دختر،لااقل یه كم اون شلوارو پائین‌تر بكش كه زانوتو بپوشونه! نه، نه، نمی‌خواد! بدتر شد! همون بالا ببندیش بهتره!
زن: مرد خدا عمرت بده كه دركش كردی


چند سال بعد ،سال 1390:

مرد: آخه خانم این چه وضعیه؟ روزی كه اومدی خواستگاری گفتم نمیخوام زنم این ریختی لباس بپوشه، گفتی دوره ی این امل بازیها تموم شده، گفتم چشم! تمام خونه و املاكم رو هم كه برای مهریه به نامت كردم. حق طلاق رو هم كه ازم گرفتی. حالا میگی بشینم توی خونه بچهداری كنم؟!
زن: عزیزم مگه چه اشكالی داره؟ مگه توماهی چقدر حقوق میگیری؟ تمام حقوقت همكه برای كرایه تاكسی و خرج ناهارت ومهدكودك بچه و بنزین و جریمه ی ماشین میره! حالا اگه بشینی توی خونه و ازبچه نگهداری كنی هم خرجمون كم میشه هم بچه عقده ای نمیشه! آفرین عزیزم. مندارم با دوستام میرم باشگاه بولینگ! خدا سایه ت رو فعلا" رو سر ما نگهداره

چند سال بعد ،سال 1400:

دختر: چی؟! چی گفتی؟! دارم بهت میگم،ماشین بی ماشین! همین كه گفتم. من با الكس قرار دارم ماشینم می‌خوام. می‌خوایبری بیرون پیاده برو!
زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی كرد! تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت می‌پره! آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر می‌شه! اوه مامی، باباتم قول می‌ده دیگه از این حرفا نزنه!
(بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه ازخر شیطون پیاده می‌شه و بابای گناهكارشو می‌بخشه!)
زن: عزیزم خدا نگهت داره كه باباتوبخشیدی

دو قرن بعد ازاولین رویداد ، سال 1430:

زن: عزیزم تو كه انقدر فسیل نبودی! مثلا" بین دوستات به روشن فكری وعدالت معروفی. آخه چه اشكالی داره؟این همه سال ما زنها بچه دار شدیم و به دنیا آوردیمشون، حالا با این علم جدیدو تكنولوژی پیشرفته چند وقتی هم شمامردها از این كارا بكنین! اصلا" مگه نمی گفتی جد بزرگت همیشه می گفته: چه مردی بود كز زنی كم بود؟
مرد: پس لااقل بذار بیمارستان و جنس واسم بچه رو خودم انتخاب كنم!
زن: دیگه پررو نشو هر چی هیچی بهت نمیگم!
نه ماه بعد وقتی مرد بچه بغل ازبیمارستان به خونه میاد زن با عشوه میگه: مرد من، یعنی سایه ی تو تا به دنیا آوردن چند تا بچه ی دیگه هنوزبالای سر ماست؟

آینده ای نه چندان دور ، سال 1450:

چند تا مرد دور همدیگه نشستن و درحالی كه سبزی پاك میكنن آهسته و درگوشی مشغول بحث هستن: آره... میگن هدف این جنبش بازگردوندن حق و حقوق ضایع شده ی مردهاست!
- حق با جمشیده... ببینین این زنها چقدر از ما سوء استفاده میكنن! تا وقتی خونه ی بابامون هستیم كه باید آشپزی و بچه داری و خیاطی یاد بگیریمو توسری بخوریم! بعدشم بدون مشورت باما زنمون میدن و زنمون هم استثمارمون میكنه!
- خدا كنه این حركت به یه جایی برسه. میگن وكیل اون مرده كه زیر كتكهای زنش جون داده به رای دادگاه كه زنه روتبرئه كرده اعتراض كرده! دمش گرم.
- آره... خب داشتم می گفتم... اسم این جنبش سیبیلیسمه و اعلامیه هاش هر شب ........
در این هنگام به علت ورود خانم یكی ازمردها ، بحث به زیاد بودن خاك و علف هرزه قاطی سبزی ها كشیده میشه!
زن: زود باشین تمومش كنین دیگه! چقدرفس میزنین! اوی ، درست تمیز كن! من نمیدونم این سایه ی لعنتی شما تا كیمیخواد روی زندگی ما بمونه؟


حوالی سال 1530 ه.ش:

رادیوی سراسری، موج تله پاتی (صدای یه خانم): با اعلام ساعت نه شب شما خانمهای عزیز را در جریان آخرین اخباردنیا قرار میدهم. به گزارش خبرگزاری بانوپرس، دقایقی قبل سایه ی آخرین نمونه ی بازمانده از جنس مرد از رویكره ی زمین محو شد! پس از پایان عمراین موجود از گونه ی مردها، از این پس نام و تصویر این مخلوقات را فقط در وبپیج های تاریخی و باستان شناسی میتوانید رویت نمایید. ساعت نه و پانزده دقیقه با خبرهای جدیدی در خدمت شما بانوان محترم خواهم بود. دینگ دینگ

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

گلشيفته فراهاني و همسرش امين

خودمونيم صد رحمت به مجنون و درويش هاي قديم , يعني اين آقا هميشه با اين سرو وضع ميگرده شايدم صوفي مسلكه

 

اگه گفتين اين عكس چيه ؟

نمادي از فلسطيني هاي مظلوم/ نه نيست

اين عكس از تونل وحشت بازي پارك تهران گرفته شده كه شايد صدها بچه هم جزئي از بازديد كننده گانش هستن.

ايول به اين مسئولين پارك كه چقدر با روحيات بچه هاي ما آشنايي دارن . تفريحمون شده تماشاي دار زدن بني بشر.

چقدر هم وضع اجتماعي مون با اين همه دار و شلاق و .. بهتر شده . هر روز بهتر از ديروز.

 

اين هم مهد كودك نمونه ما , آدمخواري كه داره يه آدمو توي قابلمه مي پزه , دايناسوري كه يه آدم به دايناسور ديگه هديه ميده بخوره , عشق و عاشقي مار هم كه ديگه حرف نداره . راست گفتن همه چيزمون به همه چيزمون برازنده است. بايد هم نقاشي مهد كودكمون آدم خوردن باشه.

 

يكي از همكارامون گفت : ماشالله به دلش كه چقدر زنده دل بوده . يكي ديگه گفت : چرا نميگي ماشالله به كمرش!!!

فكر كنم شناسنامه اش جا كم آورد و الا هنوز نهضت ادامه داشت.

باريكلا مشتي , بجاي مشت محكم بر دهن استكبار اينبار لگد محكمي بر دهن استكبار زدي. همينه كه آمريكاي جهانخوار هر روز ضعيف تر و زبون تر ميشه . سي ساله مرگ بر آمريكا مي گيم و هي مشت محكم حواله اش ميديم , ميگم پدر سوخته آمريكايي ها عجب چونه محكمي دارن كه هي مشت ميخورن و زمين مي افتن ولي هنوز سر پا ايستادن.

 

به به , به به

چيه ؟ فكراتون چرا خرابه ؟ اين يه جفت مچ پا داخل كفشه  كه از كنارعكس گرفتن. همين و بس. سعي كنيد هميشه مثبت فكر كنيد.

 

اين هم نمايشگاه تهران !! كراوات جزء ممنوعه نمايشگاه هست كه با يه روزنامه سر و ته قضيه هم اومد.

 

خيلي عجيبه ها !! اين عكس رو از يكي از تكيه هاي شهر تهران برداشتند . تا بوده و هست اين بود كه  اگه ميخواستن كسي شناسايي نشه روي چشمش كادر سياه مي انداختن اون هم براي اعمال بد مثل دزدي , قتل , كلاهبرداري و..... ولي اين بنده خدا رو چرا ؟؟؟ الله و اعلم.

 

خونه كاملا پرسپوليسي

وقتي ميگن ژنرال خوب بايد يه لباس ژنرالي هم تنش كنيم ديگه .

 

امام سجادي كه شلوار جين بپوشه  و كفش چرمي پا كنه , نديده بوديم.

 

كي ميگه توي وليمه حاج علي دايي , عادل فردوسي پور نيومده بود؟

 

حتما ميگيد اين عكس كيه گذاشتين اينجا.

هنرپيشه است ؟ نه

مدله ؟ نه بابا به قيافش مياد مدل باشه.

نويسنده است ؟نه

اين آقا نماينده مجلسه , البته صبر كنيد , اين آقا هنري به خرج داده كه اگه بشنوين حيرون ميشيد. اين آقا به هواپيماي اصفهان - تهران دير ميرسه تازه وي آي پي هم بوده . خوب چيكار ميكنه ؟ هيچي هواپيمايي رو كه درش بسته شده بود و آماده پرواز ميشه رو نگه ميداره , تا سوار بشه.

چطوري ؟ خيلي ساده . آقا ميره جلوي هواپيما ميايسته وميگه بايد منم سوار كني . اگه خيال ميكنيد شوخي ميكنم و قصه ميبافم بايد بگم اصلا اينطور هم نيست و اين عين واقعيته كه اتفاق افتاده . اونم توسط يك نماينده مجلس .

 

تا حالا بسيجي خوش تيپ ديده بوديد . اگه نديديد خوب حال ببينيد. يكي نيست بگه اون خانم كه چكمه پوشيده با شلوار لي و شلوار رو هم توي چكمه كرده ,  مشكلي براش پيش نمي ياد يا خداي ناكرده هيچ مذكري از راه راست منحرف نميشه؟ 

 

فكر كنيد احمدي نژاد توي يه زمان و دوره  ديگه اي سياستمدار شده بود . چطوره ؟ به نظرتون قيافه اش معقولانه تر نشده؟ بي انصافي نكنيد بهتر شده .

يادتون باشه اگه مغازه داريد خدا كسب و كارتون رو زياد رونق نده كه گرفتار اماكن نيروي انتظامي ميشيد.

 

ببينيد , جهالت جهالته حالا صد خروار رنگ و لعاب هم بهش بزنيد اين عكس عين جهالته و همين طور حماقت.

 

صبر كنيد صبر كنيد زودي شعار مرگ بر اسرائيل و صهيونيست نديد . چيه مگه هر گردي گردو هست يا هر چادر نشيني فلسطينيه ؟ اين يه چادر نشين توي تهرانه , كرايه خونه نداره بده , صاحبخونه بيرونش كرده , نميخواد سر بار اين فاميل اون فاميل بشه كه بعدا بخوان با متلك و اخم كردن بندازنش بيرون

 

اي خدا خيرت بده !! همه مثل شما كه با انصاف نيستن كه نزارن وقت دزد عزيز تلف بشه . يه همچين اطلاعاتي رو نمي نويسن روي شيشه ماشين , اونوقت اين دزد محترم و گرامي وقتش رو هدر ميده و ماشين رو باز ميكنه مي بينه نه زاپاس داره نه ضبط داره نه هيچي ديگه !! واقعا كه بعضي صاحبان ماشين خيلي بي انصاف هستند . اين عكس رو ببينيد ياد بگيريد.

 

مدل جيديده. حداقل از اون خالكوبي ها كه قشنگتره.

 

اين هم علي دايي خودمون توي عزاداري ماه محرم.

 

 

اين هم يه طرفدار ديگه حزب الله .ديگه هيچي نميگم . چي بگم كه نگفتنم بهتره .

يه تبليغ جالب از بي بي سي

هر دوسمت قصه را نگاه كنيد.

 

عكس يادگاري بهروز وثوقي و كلينت ايستوود.

 

بابا شماها كه ميليوني كمك مي كنيد و ميليوني پوستر چاپ مي كنيد يه پنج هزار تومني كف دست هر كسي كه يك كم انگليسي ميدونه بزاريد تا لااقل اينهمه پوستر با املاء غلط چاپ نشه آبرو برامون نمونه.كسي نيست بگه آخه غزه رو انگليسي اونطوري مي نويسن؟ برو تو اينترنت همون غزه روسرچ كن ببينه نوار غزه دم گوش اسرائيل اصلا مياد بالا يا نه . دمتون گرم كه هر چي به فارسي ميگيد همون رو هم به انگليسي مي نويسيد. خوب انگليسي ها تشديد نداشتن براي همين هم دو تا z براش گذاشتيد؟

 

جالبه ها تا حالا ماشين اينطوري نديده بودم. يعني با اين غلظت نيديده بودم.

 

حليم داغ موجود است

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  |