تبليغاتX
اسرار ازل نه تو دانی نه من (به تو چه)

اسرار ازل نه تو دانی نه من (به تو چه)

 

هدايتي (طغرل برره) بهمراه خانواده‌اش

 

لیلا حاتمی بهمراه پدر و مادرش

 

ليلا حاتمي و علي مصفا و پسرش

 

مادر احسان عليخاني

 

مادر هديه تهراني

 

همايون شجريان و پدر

 

همايون شجريان و مادرش

 

همايون و برادرش رايان و همسرش و مادر همسرش

 

محمدرضا شجريان و عروسش

 

 

محمدرضا فروتن و همسرش

 

مهتاب نصيرپور و همسرش

 

همسر پژمان بازغی

مهناز افشار و مادرش

 

نيوشا ضيغمي و همسرش

 

بابك رياحي ( همسر مهتاب كرامتي )

 

يكتا ناصر و همسرش

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 9:29 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

در نسخه‌ي ماه نوامبر مجله‌يVOGUE PARIS  تعدادي عکس‌هاي جالب انتشار

 يافته‌اند، كه بوسيله‌ي آرايش و نورپردازي‌ِ يک مدل دختر 20 ساله،

50،40،30،20،10 و بالاخره 60 ساله به نظر مي‌رسد.

 

10 سالگی

 

20 سالگی

 

30 سالگی

 

40 سالگی

 

50 سالگی

 

60 سالگی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

   

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

عكسهاي چهار هنرمند زن قديمي , قبل از انقلاب و بعد از آن

PersiaFun Groups

PersiaFun Groups

PersiaFun Groups

PersiaFun Groups

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

بازیگر نقش یوزارسیو

 

خدایا آیا یوسف آنقدر زشت بوده است؟

خدایا چرا پوتیفار آنقدر جذاب تر است؟

خدایا چرا صدای یوسف تو دماغی است؟

خدایا آیا زنان برای این یوسف دست هایشان را بریده اند؟

خدایا چرا گریمور این سریال آنقدر ناشیست؟

خدایا چرا یوزارسیف هاله ی نورانی ندارد؟

خدایا چرا لباسهای زنان مصری اینچنین کلفت و انبوه است؟

خدایا چرا وقتی زنان هیز مصری دستان خود را می بریدند صدای قرچ قروچ چرخ های گاری از آنان استخراج می شد؟

خدایا چرا آمنهتب ته لهجه ی اصفهانی دارد؟

خدایا چرا چنین بلایی سر موهای رحیم نوروزی آورده اند؟

خدایا پروانه معصومی دیگر چه از جان این سریال می خواهد؟

خدایا از برای چه لباس یوزارسیف در آن زندان کثیف و یا حتی در هنگام خرد کردن سنگ همچنان سفید باقی ماند؟

خدایا آیا در آن زمان وایتکس وجود داشته؟

خدایا چرا هیچ مویی بر دست و پای مردان این فیلم نروییده؟!

خدایا آیا مصریان باستان گر بوده اند؟

خدایا آیا در همه ی زندان های آن زمان به جای موش همستر وجود داشت؟

خدایا پس این یعقوب کی کور میشود؟

خدایا چرا بنیامین از یوزارسیف خوشگلتره؟

خدایا دمت گرم این پوتی فار چقدر روشن فکر می باشد!!!

خدایا آیا در ان زمان اتو و چسب مو وجود داشته؟

خدایا آیا زلیخا و کاریماما نسبتی با قالی کرمان دارند؟

خدایا منم از اون دستمال قرمزا که برای یوزارسیف کادو می آوردند می خواهم

خدایا آخه اردلان شجاع کاوه را چه به نقش فرشته!!! آنهم با آن صدای تو دماغی اش!!! آدم گرخیدنش می گیرد !

خدایا سپاس بی کران که من و دوستانم را با پخش این سریال اینچنین خشنود می کنی
خدایا این سریال را از ما نگیر

The image “http://i36.tinypic.com/e9zwq8.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

محمد علي چاووشي رئيس موسسه «مشکات»، رئيس استوديو بل است. وي همچنين رئيس اسبق صنف توليدات محصولات شنيداري بوده است.
وي دو سال پيش در تشييع پيکر شهيد ناصر عبداللهي اعلام کرد که وي شهيد انديشه علوي است. اکنون پس از دو سال به خدمتشان رسيديم تا در مورد شهادت ناصر و شهيد انديشه علوي با ايشان مصاحبه‌اي داشته باشيم. بدون مقدمه سراغ اصل مطلب مي‌رويم.

تبيان: جناب آقاي چاووشي، بعد از دوسال که از شهادت ناصر مي‌گذرد هنوز خيلي‌ها نمي‌دانند که آقاي عبداللهي به شهادت رسيده‌اند و هنوز خيلي‌ها هم گرفتار شايعات هستند.

چاووشي: بسم الله الرحمن الرحيم. اين که ايشان توسط چه کساني شهيد شدند يا به قتل رسيده‌اند، اين يک کار تخصصي است و بايد از حوزه پليس و کشف جرايم و اينها و مسئولان قضايي سوال شود. من از آقاي عبداللهي شناختي دارم و در حدود شناختم صحبت خواهم کرد.

اينکه من شناخت دارم از آقاي عبداللهي به عنوان هنرمند جواني که در اواخر عمرش دگرگوني احوال و انقلاب روحي برايش پيش آمده بود، اين را خودم ديدم. من بيشتر روايتگر اين وجه اخير احوال و رفتار ايشان مي‌توانم باشم. به عنوان کسي که به هر صورت با اهل هنر ناگزير از ارتباط است. ما به عنوان يک ارتباط حرفه‌اي و کاري و يک کسي که ناشر موسيقي است با اهالي موسيقي ارتباط داريم و از جمله اين عزيزان زنده ياد ناصر عبداللهي است.

به هر صورت ايشان جواني بود که بر حسب يک اتفاق استعداد هنري‌اش کشف شد. گروهي از رسانه ملي در ايام دهه فجر به بندر عباس رفته بودند. آنجا با يک جواني برخورد مي‌کنند که مي‌بينند گرايشي به هنر و موسيقي دارد و سرود‌هايي را براي اينها زمزمه مي‌کند. همين جرقه ارتباط و انگيزه آقاي عبداللهي با موسيقي مرکز نشينان و دسترسي به رسانه و به انتشارات و موسسات توليد و نشر موسيقي مي‌شود . به تهران سفري مي‌کنند و به هر صورت تقريبا خيلي زود و به سرعت جامعه به ايشون اقبال کردند. و در ژانري که خودش به آن تعلق داشت يعني ژانر موسيقي پاپ يا پاپ ايراني با جان مايه‌اي از آن رنگ و روح موسيقي جنوب که باز خواست خود ايشان بود، جايگاه و مخاطبيني پيدا کرد و جز موفقان اين ژانر از موسيقي شد. و ناشرين هم در پي اين بودند که به ايشان دست پيدا کنند و آثار موفق و پر تيراژ ايشان را منتشر کنند. اين يک روايتي از آن روندي که ما از يک جوان اهل موسيقي مي‌شناختيم و آثاري که از ايشون منتشر شد.

در 2 سال و مخصوصا يک سال آخر عمر ايشان، من چند باري که ايشان را زيارت کردم، حالت خاصي در او ديدم. نه تنها من، خيلي‌ها شاهد بودند که ايشان دچار يک دگرگوني احوال شدند.

تبيان: اين دگرگوني از چه نوعي بود؟
چاووشي: در حقيقت دگرگوني در جغرافياي باور هايش رخ داه بود و به هر صورت نگاه ايشان به دين از نوع ديگري شده بود . خيلي متوجه احوال و جايگاه اهل بيت شده بودند و به ائمه گرايش خاصي پيدا کرده بودند خصوصا به حضرت زهرا و حضرت اميرالمومنين. اين حالات را هم من از زبان ايشان شنيدم و هم از رفتار ايشان ديدم و هم دوستاني که با ايشان کار مي‌کردند مي‌دانند که به کنجي پناه مي‌برد. و چيز‌هايي ديگر که بر آفتاب افکندنش درست نيست. چون ايمان حوزه‌اي است هرچه پنهان تر، عزيزتر و مقدس تر. ايشان قصد ابراز و دين ابرازي و دين اظهاري نداشت که خداي ناکرده شاهد ريا و چيز‌هايي که امروز خيلي رايج است باشد. ولي بالاخره اون نگاه عميقي که به اهل بيت و اون تعلق خاطري که پيدا کرده بودند عاشقانه نه فرصت طلبانه و تبليغاتي گرانه براي آشنايان کاملا مشهود بود.

تبيان: شما چطور متوجه اين آثار و احوال شديد؟
چاووشي: اولا آثار ايشون گواهي مي‌دهد. هر کسي با مراجعه به آثار ايشون متوجه مي‌شود. چون ايشان براي حضرت زهرا چندين کار خوانده‌اند. ايشان علاقه خاصي به اهل بيت پيدا کرده بودند.

چيزي هم که من در آنجا (روز تشييع پيکر مطهر ناصر عبداللهي) اشاره کردم که ايشان شهيد انديشه علوي شد، نظر به اين ماجرا بود که به هر صورت سلفي‌ها و وهابي‌ها مدح و ستايش و سرايش و ترويج مفاخر و مشايخ دين را حرام مي‌دانند و شرک مي‌دانند کما اينکه بوسيدن قبر پيغمبر خدا را شرک مي‌دانند. همانطور که توسل و مدح پيغمبر خدا را شرک مي‌دانند و متاسفانه در پيرامون زيست بوم محلي ايشان در آن ديار(بندر عباس) تفکر وهابي هم به شدت وجود داشت و هم بسيار ناراحت بودند از اين روان بسيار عاطفي و عرفاني ايشان و محبت و عشق ايشان به اهل پيغمبر.

اينجا بحث شيعه و سني نيست. بحث فرقه‌اي است که الان در جهان منشا تروريسم است. فرقه‌اي است افراطي و نگاهي جزمي و تکفيري به اديان و مذاهب و دگرانديشان که اين فرقه، فرقه وهابيت است.
که ريشه اش هم استعماري است. که متاسفانه آقاي بن لادن از حوزه عمومي انديشه اسلامي نيست از اين نحله سلفي‌ها است. که همه جا منشا خشونت، تکفير، دگرکشي و دگرستيزي هستند.

کما اينکه اين نحله شيعيان را از قديم الايام رافضي و مهدور الدم مي‌دانند. کما اينکه سنيان شافعي که اهل توسل به اولياي دين هستند نيز همچنان مرتد و برون از دين مي‌پندارند.
اين تيپ آنطوري که من شنيده‌ام در منطقه ايشان، در روستاي ايشان، در اطراف روستاي ايشان و در بين بعضي از خويشاوندان ايشان وجود داشته است.

اين سخن هم من از اهالي خانواده خانم ايشان شنيدم که بسيار ناراحت بودند. من از اطرافيان خانم ايشان و از اولياي خانم ايشان شنيدم که بالاخره ناصر قرباني همين فرقه سلفي و وهابي شده است.
حتي آقاي علم شاهي به من گفت که ناصر گفته که: ديگه دارم از موسيقي هم بيزار مي‌شم. چون مي‌گفت وظيفه من چيز ديگري است

تبيان: جناب آقاي چاووشي، چرا بايد آقاي عبداللهي قرباني شوند و چرا براي ايشون اين اتفاق افتاد؟
چاووشي: من پيجوي حادثه تاريخي و پليسي نبوده‌ام. من يک هنرمندي مي‌شناسم به نام آقاي عبداللهي که به اهل بيت ارادت خاصي پيدا کرده بود و به حضرت زهرا ارادت خاص‌تري پيدا کرده بود. طبيعتا اون کساني که مي‌پنداشتند ايشان بايد چون وهابي‌ها و سلفي‌ها بينديشد، او را نمي‌توانستند تحمل بکنند.

به خاطر اينکه ناصر عبداللهي هنرمند بود و به دليل موفقيت و نفوذ هنري که داشت در آن منطقه تاثيرگذار بود و در آن محيط نقشش نقش موثرتري بود. و آنها ايشان را با اهداف خودشان مضر مي‌يافتند. البته لجاجت‌ها و عناد‌هاي عصر جاهليت مانند اون اشخاص هم شايد بي تاثير نبوده.

من اين هم به اين قرينه گفتم که من از آقاي دکتر اميدوار رضايي، رئيس کميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي خواهش کردم (چون ايشان فوق تخصص مغز و اعصاب هستند) که تشريف بياورند که شايد بتوانند اين جوان را از مرگ نجات بدهند. ايشان تشريف آوردند. معاينه کردند، مدارک و پرونده پزشکي را ديدند به من گفتند فلاني ايني که گفتند ايشان مسموم شده، ايشان مواد مخدر مصرف کرده مطلقا در پرونده ايشون وجود نداره. ايشون ضربه خورده. اين صدمه که مغز ايشون پيدا کرده به دليل اصابت ضربه‌اي است. اين آثار کبودي که در صورت وي در عکس‌ها مشخص است به همين دليل است. من هم با توجه به نظر يک متخصص پزشکي وقتي گقتند ناصر رو زدند از اقوام پيرامون ايشان سوال کردم که مگه کسي ايشون رو زده؟ گفتند بله و ماجرايش هم مفصل است. گفتم چرا؟ گقتند به خاطر همين تغييرات فکري و عقيدتي که پيدا کرده بود خيلي‌ها از دستش ناراحت بودند. در اون شرايطي که اين جوان با مرگ دست و پنجه نرم مي‌کرد، فرصت سوال و پرسش بيشتري نبود.
 

به نظر من او همچنان شهيد انديشه علوي و الهي است. و قرباني همين عشقش به اهل بيت شد. و شما رسانه‌ها که رکن چهارم قدرت هستيد و نماينده افکار عمومي برويد از مسئولين سوال کنيد که چرا اينکار رو نکردند؟چرا پيگيري نکردند؟ و بريد از مسئولين بپرسيد که پس از دو سال از مرگ يا شهادت اين جوان چه کسي کمترين پي جويي، احوال پرسي، همدردي، همدلي با خانواده داغدارش کرده؟
چه کسي اصلا به فکر قوت لايموت زن و بچه‌اش بوده؟
آيا عايله‌اش نون دارند که بخورند؟
آيا اصلا کسي به فکر او بوده؟

از مسئولين محترم بپرسيد کدام يک بار رفته‌اند و زنگ خانه آشفته و بي‌سرپرست يتيم‌هاي عبداللهي را به صدا درآورده‌اند؟
آيا اصلا کسي به صدا درآورده؟

آيا اصلا کسي نام عبداللهي را در ضمير خودش يک بار زمزمه کرده و بگويد که يتيم‌هاي اين هنرمند نان شب دارند که بخورند؟
آيا کسي به فکر اينها بوده؟

تبيان: آيا جامعه موسيقي در اين راستا کاري انجام داده است؟
چاووشي: من خبر دارم که يک انسان جوانمردي به نام آقاي غلام علمشاهي و بعضي اهالي موسيقي در بخش خصوصي حداقل احساس وظيفه‌اي کرده‌اند و يک احوال پرسي از خانواده او داشته‌اند و مساعدت‌هايي انجام داده‌اند. و همچنين مرکز موسيقي به خواهش بنده کمکي کرده‌اند. بنده چند بار به آقاي دکتر احمدي (رئيس مرکز موسيقي) زنگ زدم و البته ايشان منصفانه در تشييع جنازه ناصر شرکت کردند و کمکي هم کردند. بعد از او هيچ کس و هرگز.

تبيان: چرا آقاي عبداللهي در تابستان 85 دوباره به بندر عباس مراجعت کردند و در آنجا سکني گزيدند؟ با اينکه چند سال در تهران ساکن بودند؟
چاووشي: ايشان دقيقا به دليل همان تغييراتي که در احوالاتش پيدا کرده بود، دوست داشت اين احوالات و افکار و باورهايش را در منطقه خودش ترويج کند. و به همين دليل هم برگشت. حتي آقاي علم شاهي به من گفت که ناصر گفته که: ديگه دارم از موسيقي هم بيزار مي‌شم. چون مي‌گفت وظيفه من چيز ديگري است.و اين آخر‌ها از حوزه هنر يک مقدار منزوي شده بود.

تبيان: در بسياري از برنامه‌هاي تلويزيوني و مصاحبه‌ها ايشان اعلام کرد که علاقه دارد کاست‌ها و کنسرت‌هاي معنوي اش را شروع کند و مي‌گفت که خيلي هم دير شده است.
چاووشي: اينکه گفته بود که من از موسيقي بيزار شدم نيز همين مطلب بوده. منظورش اين بود که موسيقي معمولي و آزاد رو غير از براي حضرات معصومين دوست ندارم.

تبيان: براي آخرين سوال شهيد انديشه علوي را تعريف کنيد.
چاووشي: ما يک تعريفي از شهيد داريم. کسي که با عشق اهل بيت بميرد شهيد محسوب مي‌شود. نه من صد نفر شاهدند که ناصر عاشق اهل بيت بود و به خاطر همين عشقش نيز کشته شد.

ممنون از اينکه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:39 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

آنجلینا جولی (زاده ۴ ژوئن ۱۹۷۵ در لس آنجلس)، بازیگر و مدل آمریکایی و «سفیر حسن نیت» سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است.

تصاویر زیر از سفرهای وی به کشورهای افغانستان، پاکستان، عراق، سودان (دارفور) و اتیوپی میباشد.


انجلینا 5
 
انجلینا 4
سودان - دارفور

The image “http://www.seemorgh.com/images/iContent/att4f8da.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:31 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 


بالاخره نانسی عجرم هم رفت خونه بخت. مراسم ازدواج نانسی و فادی الهاشم در اوایل ماه سپتامبر و دور از چشم خبرنگاران و با حضور بستگان نزدیک برگزار شد
 

نانسی نبیل عجرم که دختری بسیار زیباست در 16 می 1983 در لبنان به دنیا امد و با خانواده اش زندگی میکند او یک خواهر ویک برادر دارد زمانی که او بچه بود بسیار زیرک به نظر میرسید ودر سن چهار سالگی بود که در خودش احساس خوانندگی را پیدا کرد و با سختی و صدایی نازک ولطیف در تلوزیون و رادیو به همراه والدینش رفت. نانسی در سنی که فقط هشت سال داشت وقتی شروع به خوانندگی کرد که در مسافرت بود ومادربزگش به او گفت که تو صدای خوبی داری

نانسی عجرم خواننده ی موسیقی پاپ لبنانی که کوکا کولا سالها روی او سرمایه گذاری کرده است در تمام دنیا از جمله امریکا کنسرت میدهد و محصول منطقه ایست از خاور میانه. برای اولین بار در سن چهار سالگی به موسیقی جذب شد ودر سن هشت سالگی به خواندن ترانه های قدیمی پرداخت ودر تلوزیونهای محلی در مسابقات اواز خوانی کودکان شرکت کرد و در دوازده سالگی در یک شو تلوزیونی به نام ستارگان اینده مدال طلا گرفت

نانسی از دوازده سالگی کار خود را با پخش اهنگ هاشب از کانال نجوم المشتکبر به کمک مادر بزرگ خود که اودیل عجرم نام دارد و خود از خواندگان پیشکسوت است شروع کرد اولین البوم نانسی در سال1998بیرون امد که حاصل کار او تا به حال پنج البوم بوده است

نانسی یک برادر و یک خواهر به نام نادین داره که به گفته خودش بهترین دوستای اون هستند /

قد نانسی 1۶۸ سانتی متر و وزن اونم 50 کیلو گرمه ...نام پدر نانسی نبیل عجرم و نام مادر او ریباندا عجرم نام دارد
نانسی عاشق شکلات و شیرینی و کارتون تام وجریه وبلاخره نانسی با این همه محاسن خوبی که داره به اون لقب سیندرلا دادن











 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

آگهي استخدام هيات دولت

 

شاهكار فتوشاپي يكي از روزنامه هاي داخلي در شلوار پوشاندن سربازان زن كره اي آن هم زير دامن!

بنده هاي خدا مجبورن ديگه !! چيكار كنن؟

 

دغدغه هاي يك نماينده براي مردمي كه انتخابش كرده اند

 

 

و اين هم جورابهاي خوشگلش كه آبي راه راهه!

 

روايت فتح!!!

 

بدون شرح

 

عكس منتشر نشده اي از اشغال سفارت آمريكا

 

زماني كه شهيد رجايي پشت سر خاتمي نماز مي خواند

 

شاه در لباس احرام

 

آلن دولن و فرح پهلوي

 

دكتر محمد مصدق در جواني هنگام آبتني (دربند تهران)

 

 

بليط بازديد از تخت جمشيد سالها پيش

 

تصويري از سازي كه استاد شجريان اختراع كرده است به نام صراحي

 

سيستمي كه علي پروين سالها با آن پرسپوليس را قهرمان كرد

 

طرح امنيت از نوع فوتبالي

 

انيشتن همراه با همسر و دخترش

 

هيس! يك نفر داره مطالعه مي كنه!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 10:4 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

در جراید آمده است:

- فروش عروسک گلشیفته فراهانی از فروش عروسک‌های دارا و سارا و عروسک‌های باربی پیشی گرفت.

- از گلشیفته فراهانی برای اجرای برنامه‌ی زنده‌ی ماه رمضان سال آینده شبکه سه، دعوت بعمل آمد.

- آلبوم جدید جواد یساری، با نام «گلشیفته سبزی فروش، بعله» به بازار آمد.

- «علی دایی» از گلشیفته فراهانی برای حضور در تیم ملی دعوت کرد.

- جایزه‌ی صلح نوبل به گلشیفته فراهانی تعلق گرفت.

- کارخانه‌ی پشم شتر «قشنگ دره»، از گلشیفته فراهانی برای بازی در آگهی بازرگانی دعوت کرد.

- گلشیفته فراهانی، دبیر جشنواره فیلم “زن، حیا، سینما” شد.

- گلشیفته فراهانی: “‌خواستم نشان بدهم که گیس بریده نیستم و اندازه‌ی دم خر مو دارم.”

- گلشیفته فراهانی: “یه شب دیکاپریو اومد به خوابم. گفتم بذار دستتو ببوسم.”

- گلشیفته فراهانی: “دفتر هالییوود را در ایران راه اندازی خواهم کرد.”

- گلشیفته فراهانی: ” ‌خواستم ایمان مردم را آزمایش کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “شاید در انتخابات شرکت کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “همه‌اش فیلم بود به خدا. واقعی نبود که.”

- گلشیفته فراهانی: “اون عکسا را با نرم افزار FIFA 2008 درست کرده‌اند.”

- گلشیفته فراهانی: “رفیق بد و ذغال خوب…”

- گلشیفته فراهانی: “مهم دل است.”

- گلشیفته فراهانی: “ما هنرمندان، متعلق به همه‌ی مردم هستیم.”

- گلشیفته فراهانی: “روسری‌ام را شسته بودم، پهن کرده بودم روی بند. هنوز خشک نشده بود.”

- گلشیفته فراهانی: “از معلم کلاس اولم که مشوقم بود تشکر می‌کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “کاش «ملاقی‌پور» زنده بود و این افتخار را می‌دید.”

- گلشیفته فراهانی: ” «قلمراد» از من خواستگاری کرده است.”

- گلشیفته فراهانی: “اقدام من یک فوتینای بزرگ به سانسور بود.”

- گلشیفته فراهانی: “شاید یک روزنامه و حزب افتتاح کنم.”

- گلشیفته فراهانی: “سایت «Google» از من بخاطر افزایش سرچ مردم ایران تشکر کرد.”

- گلشیفته فراهانی: “من گلشیفته فراهانی ۱۸+ سال دارم.”

- گلشیفته فراهانی: “باید سینمای دینی را تقویت کرد.”

- گلشیفته فراهانی: “خواستم نشان بدهم که هیچ شامپویی، شامپو تخم مرغی‌های داروگر نمی‌شه.”

- گلشیفته فراهانی: “این که چیزی نیست. دارم براتون.”

- گلشیفته فراهانی: “اصلاً به کسی چه مربوط؟“

- گلشیفته فراهانی: “لیاقتتون همون «حسن گلاب» کچل است.”

- گلشیفته فراهانی: “اگه میتونی منو بگیر!”

- گلشیفته فراهانی: “حالا که فهمیدم چهار تا شوید مو، اینقدر توجه مردم را جلب می‌کنه، می‌خواهم بروم همه جای بدنم مو بکارم.”

- گلشیفته فراهانی: “تا وقتی زنده‌ام نمیگذارم مردم با عکس یانگوم حال کنند.”

- گلشیفته فراهانی: “صد بار به «فرج الله سلحشور» گفتم که اجازه بدهد من نقش زلیخا را بازی کنم؛ ولی قبول نکرد."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

 

 

 

 

از آنجايي که هر کشور و ملتي نشانه و سمبولي ويژه از خود دارند - ايرانيان يکي از کهن ترين مردماني هستند که سمبولي بسيارشگفت انگيز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جاي گذاشته اند که با اندوه فراوان بسياري از ما ايرانيان از آن نا آگاه هستيم . اين نشان " فره وشي" يا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بيش از 4000 سال تخمين زده شده است . تاريخچه فره وشي ي افروهر به پيش از زايش زرتشت بزرگوار اين پير و فيلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز ميگردد . سنگ نگاره هايشاهنشاهان هخامنشي در کاخهاي پرسپوليس و سنگ نگاره هاي شاهنشاهان ساساني همه حکايت از آن دارد . نکته بسيار شگفت انگيز اين نشان ملي ما ايرانيان آن است که تک تک اين نشان داراي مفهوم دانشي نهفته است . اينک به تشريح اين نشان ملي مي پردازيم : 1 - قرار دادن چهره يک پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکاري و يکتا پرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسنديده اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي نهادند . 2 - دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است که اين اشاره به ستايش "دادار هستي اورمزد" خداي واحد ايرانيان دارد که زرتشت در 4000 سال پيش آنرا به جهان هديه نمود . 3 - چنبره اي ( حلقه اي ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيماني است که بين انسان و اهورامزدا بسته ميشود و انسان بايد خداي واحد را ستايش کند و هميشه در همه امور وي را ناظر بر کارهاي خود بداند . مورخين حلقه هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي شود را برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايراني ميدانند که به جهان صادر شده است . زيرا زن و شوهر نيز با دادن چنبره ( حلقه ) به يکديگر پيماني را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار بمانند . 4 - بالهاي کشيده شده در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسانهاست و در نهايت امر رسيدن به اورمزد دادار هستي خداي واحد ايرانيان است . 5 - سه قسمتي که روي بالها به صورت طبقه بندي شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بي شک ميتوان گفت تا ميليون سال ديگر تا جهان در جهان باقي باشد اين سه فرمان پابرجاست و هميشه الگو و راهنماي مردمان جهان است . اين سه فرمان که روي بالهاي فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک ايرانيان است . 6 - در ميان کمر پيرمرد ايراني يک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دايره روزگار" و جهان هستي دارد که انسان در اين ميان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشي را براي زندگي برگزينند که پس از مرگ روحشان شاد و قرين رحمت و آمرزش الهي قرار بگيرد . 7 - دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پايين آويزان شده است که نشان از دو عنصر باستاني ايران دارد . يکي سوي راست و ديگري سوي چپ . نخست " سپنته مينو" که همان نيروي الهي اهورامزدا است و ديگري "انگره مينو" که نشان از نيروي شر و اهريمني است . انسان در ميان دو نيروي خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشي به تباهي کشيده مي شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک پيروي کند هميشه نيروي سپنته مينو در کنار وي خواهد بود و او به کمال خواهد رسيد و هم در اين دنيا نيک زندگي خواهد کرد و هم در دنياي پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود . 8 - انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني ايران که قدمتي بيش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک دارد . پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد اشو زرتشت همين سه فرمان است . که ديده مي شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهاي زرتشت بوده است را براي خود برگزيده است و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است . اين تنها گوشه اي از آثار نياکان گرامي ماست که امروز وظيفه ماست از آن پاسداري کنيم . به اميد روزي که ايراني به هويت ملي خويش بازگردد . اينجا تنها اين آرزوي داريوش بزرگ که در سنگ نبشته هاي خود به جاي گذاشته است به حقيقت مي پيوندد :

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

سايت نشريه نشنال جئوگرافيك پربيننده‌ترين عكس‌هاي سال 2008 را منتشر كرد.
اولين عكس از اين مجموعه ده‌تايي مربوط به عكس هوايي از قبيله تازه كشف شده در آمازون است. اعضاي اين قبيله ناشناخته كه به نظر تاكنون هيچ انسان متمدني نديده‌اند به سمت هواپيمايي كه از بالاي سر آنها عبور مي كند نيزه پرتاب مي‌كنند.
كارشناسان معتقد‌اند پوشش رنگي بدن هاي آنها نوعي اعلان خشونت است.

 

اين عكس هوايي از منطقه‌اي حوالي برزيل و پرو گرفته شده است.

 



دومين عكس پربيننده به انتخاب سايت نشنال جئوگرافيك مربوط به مقارنه مشتري و زهره با ماه است كه در يكم دسامبر سال 2008 انگار به زمين لبخند مي‌زنند.
اين عكس در حوالي شهر مانيل كشور فيليپين گرفته شده است. در حالي كه مردمان كشورهاي آسيايي اين لبخند آسماني را مشاهده مي‌كردند مردمان كشور امريكا اين منظره را به شكل كاملا برعكس و اخمو ديدند.

 



لاشه يخ زده ده‌پاي عظيم‌الجثه سومين عكسي است كه بينندگان زيادي را به خود جلب كرده است. اين حيوان خجالتي كه در اعماق دريا زندگي مي‌كند براي اولين بار توسط دانشمنداني از نيوزلاند در آوريل 2008 ديده شد. اين حيوان براي ماه‌ها پس از صيد توسط ماهيگيران يخ زده بود. صيادان قطب جنوب اين ماهي را در سال 2007 صيد كرده بودند.
كشف اين گونه شگفتي‌هاي زيادي را به همراه آورد. دانشمندان مي‌گويند چشم بزرگ اين حيوان كه در اعماق دريا‌هاي تاريك (1980متر) زندگي مي‌كند، مي‌تواند نقش اندام توليد مثل را ايفا كند.

 



چهارمين عكس پرمخاطب مربوط به آثار تخريب‌هاي توفان اقيانوسي IKE در هوستون ايالت تكزاس مي‌شود. اين عكس از برجي در اين شهر گرفته شده است. توفان تمام قدرت خود را با تخريب ساختمان‌ها، جاري كردن سيل در خيابان‌ها و ويراني سواحل خليج‌ به ميليون‌ها نفر از ساكنان اين شهر نشان داد.
باد در ساعت 3 صبح با سرعت 177كيلومتر در ساعت توفان اقيانوسي IKE را به شهر گالوستون رساند.

 



عكس پنجم مربوط به صيد سفره‌ماهي بزرك ديگري است كه در سواحل هنگ‌كنگ توسط ماهيگيران تفريحي به صورت زنده صيد شده است. در اين عكس سفره ماهي 4.3 متري در دست ماهيگيران و زب هوگان (محقق) قرار دارد.
وزن اين گونه تا 450 كيلوگرم هم گزارش شده است به طوري كه مي‌توان آن را بزرگ‌ترين سفره ماهي جهان نام برد. زِب هوگان پس از هفته‌ها جستجو توانست اين ماهي را در آب‌هاي رودخانه بانگ پاكنگ واقع در تايلند بيابد. اين ماهي مدت كوتاهي پس از صيدش در ناباوري وضع حمل كرد.

 



دونيم كيلومتر پايين‌تر از سطح دريا اين شبه هشت‌پاي Magnapinna عجيب و غريب توسط دستگاه‌هاي كنترل از راه دور شركت نفتي شل ثبت شد و نشريه نشنال جئوگرافيك در تاريخ 24 نوامبر خبر آن را منتشر كرد. مسئولين استخراج نفت و گاز اين شركت از ديدن اين موجود در اعماق زياد دريا هنگام حفر چاه بسيار تعجب كرده‌اند.

 



هفتمين عكس مربوط به عكس استيو وينتر از ايالات متحده است كه بعد از 10 ماه انتظار بالاخره توانست عكسي از پلنگ برفي را در ارتفاعات لاداك هرميس هند بگيرد.
اين حيوان نادر كه در آسياي ميانه زندگي مي‌كند و مي‌تواند دماي منفي 40 تا مثبت 40 را تحمل كند. این عکس براي عكاسش جايزه بهترين عكس حيات وحش سال را به همراه آورد.

 



عكس ديگر كه بيشترين مخاطب را داشته است مربوط به ستاره‌هاي دريايي غول پيكر متعلق به قطب جنوب مي‌شود. در اين عكس ستاره‌هاي دريايي كه 60 سانتي متر اندازه دارند توسط دو محقق موسسه ملي مطالعاتي آب و هوا نيوزلند حمل مي‌شوند. آنها به همراه ساير محققان در سرشماري 35 روزه حدود 30 هزار موجود دريايي را در ماه‌هاي فوريه و مارس به ثبت رسانده‌اند.

 



از نظر طبيعي هم اين قورباغه درختي مي تواند اين مار چشم گربه‌اي را بخورد، هم اين مار آن قورباغه را. ديويد ميتلند انگليسي اين عكس را ساعت سه صبح در جنگل هاي باراني برزيل گرفته است.
اين حالت آن قدر طولاني شد كه عكاس ترجيح داد تا صحنه را بدون ديدن نتيجه ترك كند. اين عكس يكي از كانديداهاي برترين عكس در مسابقه عكاسي از حياط وحش سال 2008 بود. اين دومين عكس پربيننده در آن مسابقه بود.

 



عكس آخر مربوط به آتشفشان چاپيتن در شيلي است كه پس از 9 هزار سال فعال شده است. اين عكس در نشريه نشنال جئوگرافيك منتشر شده است. انفجارهاي درون آتشفشان مي‌تواند باعث ايجاد رعد و برق‌هاي شديد شود.اين صاعقه‌ها احتمالا به دليل برخورد خرده‌هاي سنگ، خاكستر و يخ بوجود آمده‌اند. فوران گدازه‌ها به صورت متناوب براي ماه‌ها باعث شد ساكنان پاتاگونيا سرگردان بمانند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 10:14 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

 






+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 9:58 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

آلیوم عکس از تلویزیون فارسی بی بی سی

سرويس جهاني بي بي سي اعلام كرد كه شبكه تلويزيوني فارسي زبان خود را در روز چهارشنبه ۲۵ دي ماه (۱۴ ژانويه) راه اندازي مي كند.

برنامه هاي تلويزيون فارسي بي بي سي روزانه به مدت هشت ساعت از ۱۷ بعد از ظهر تا يك نيمه شب به وقت تهران (۱۳:۳۰ تا ۲۱:۳۰ به وقت گرينويچ) و از ۱۸ به وقت كابل از استوديوهاي بي بي سي در لندن پخش مي شود.

فرناز قاضي زاده مجري اخبار

 

اتاق فرمان

 

فرناز قاضي زاده و نادر سلطان پور مجريان اخبار

 

اتاق فرمان

 

مينا رزقي فيلمبردار

 

داريوش كريمي سردبير اخبار , پونه قدسي مجري و راب بينون

 

پونه قدسي مجري

 

اتاق اخبار

 

فرين عاصمي , مهدي پرينچي سردبير اخبار , فرناز قاضي زاده و نادر سلطان پور مجريان اخبار

تلويزيون فارسي بي بي سي؛ مجريان خبر

سيما علي نژاد حرفه روزنامه نگاري خود را در سال ۱۹۹۰ با نوشتن گزارش براي چند مجله معتبر ايراني آغاز كرد. در سال ۱۹۹۳ به عنوان خبرنگار و مجري به بخش فارسي راديو بي بي سي پيوست. او در اين راديو در مقام سردبير خبر و برنامه ھاي مستند و آنلاين كار كرده است.

 

جمال الدين موسوي حرفه خود در بي بي سي را در سال 2001 با كار براي مجله آسياي ميانه بي بي سي در ايران و افغانستان  شروع كرد . پيش از پيوستن به بي بي سي , سردبير هفته نامه اي براي پناهندگان افغان ساكن مشهد بود.

 

فرناز قاضي زاده در برخي از روزنامه هاي ايران از جمله ياس نو , نشاط و زن كار كرده است . او حرفه تلويزيوني خود را در سال 2000 به عنوان مجري يك برنامه روزانه علمي در تلويزيون ايران آغاز كرد.

 

نادر سلطان پور حرفه خبرنگاري  را كار در يك برناممه هفته اي به نام صداي فارسي براي جامعه فارسي زبان در اونتاريو در كانادا آغاز كرد.

 

ناجيه غلامي حرفه راديويي و تلويزيوني خود را در سال 2001 به عنوان گزارشگر بي بي سي فارسي در شهر مشهد آغاز كرد . او نخستين خبرنگار فارسي زباني بود كه از سوي دولت ايران براي كار براي بي بي سي مجوز گرفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 9:54 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  |