تبليغاتX
اسرار ازل نه تو دانی نه من (به تو چه)

اسرار ازل نه تو دانی نه من (به تو چه)


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:42 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

 

1-يه روز، ? تا مگس با هم ازدواج مي کنن. ماه عسل، مي رن گه خوري

2-يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله بساز که توش آب باشه؟ مي گه: لوله آب

3-يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟ مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم

4-يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم

5-اولي: زودباش قطار ميره دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه

6-يکي تو مسابقه ?? سوالي شرکت مي کنه، از قبل با پارتي جوابو که ?چرخه بوده بهش ميگن و ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي بپرسه. طرف ميگه: -هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:31 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:27 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط محمد سمیع  |